| تعداد نشریات | 13 |
| تعداد شمارهها | 237 |
| تعداد مقالات | 2,405 |
| تعداد مشاهده مقاله | 3,870,653 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 2,811,855 |
خانهای برای شدن: اساس گذر دلوز از پدیدارشناسی به هستیشناسی | ||
| پژوهش های هستی شناختی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 31 اردیبهشت 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22061/orj.2026.12473.910 | ||
| نویسنده | ||
| فریده آفرین* | ||
| دانشگاه سمنان | ||
| تاریخ دریافت: 16 شهریور 1404، تاریخ بازنگری: 30 اردیبهشت 1405، تاریخ پذیرش: 31 اردیبهشت 1405 | ||
| چکیده | ||
| در فلسفهی دلوز، مفاهیمی چون گوشت، خانه و داربست جایگاه بنیادینی دارند. این پژوهش با روش تحلیلی-تفسیری میکوشد نشان دهد چرا دلوز هستیشناسی خود را نه بر گوشت پدیدارشناسی، بلکه بر ساختارهایی چون خانه استوار میسازد. دلوز از گوشت میگذرد و به خانه میرسد، خانهای برای شدن. این خانه هم ساختار است و به بدن جهت میدهد. هم به منزله گذردهنده به نیروهای کیهان متصل میکند، در عین اینکه قلمرو میسازد، به قلمروزدایی هم منجر میشود و چون غشایی عبوردهنده است. دلوز به نحو تکمیلی، با استفاده از خوانش مباحث بینسوانگر و بُس، مباحث هایدگر و مرلوپونتی را با فلسفه خودش تنظیم کرده است. در حالیکه مباحثه او درباره خانه و معماری بیشتر تجسمی برای شرح فلسفهای است که ساختارهای صلب قبلی را فرو میریزد خانه، داربست یا مفصلبندیِ ساختار گشوده تازه را از همان ماده یا آشوبواری ماده بیرون میکشد. مادهای که به نیروهای ناانسانی کیهان گشوده است. همین گشودگی او را از آن حصار خانه مادی بیرون میکشد. خانه از بُعد دیگر، ساختار پیکربندی نیروها میشود؛ وجهی فرامادی مییابد یا غیرجسمانی. ضرورت طرح خانه و داربست به طرح ساختار پیکربندی نیروهایی برمیگردد که در بن فلسفه دلوز نقش اساسی ایفا میکند. ساختار پیکربندی نیروها به طرح بُعد مجازی یا میدان استعلایی نیروهایی مربوط است که بدنهای امتدادی را در مینوردد. همچنین مفهوم خانهای برای شدن به هستیشناسی تفاوت دلوز ربط مییابد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| دلوز؛ هستیشناسی؛ گوشت؛ خانه؛ بدن بدون اندام | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| A House for Becoming: The Basis of Deleuze’s Passage from Phenomenology to Ontology | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Farideh Afarin | ||
| Semnan University | ||
| چکیده [English] | ||
| In Deleuze’s philosophy, concepts such as flesh, house, and scaffold hold foundational significance. This study, through an analytical–interpretive method, seeks to show why Deleuze grounds his ontology not in the flesh of phenomenology but in structures such as the house. Deleuze moves beyond flesh and arrives at the house—a house for becoming. This house is both a structure that orients the body and a conduit that connects it to cosmic forces. While it constructs a territory, it simultaneously leads to deterritorialization, functioning as a permeable membrane. Complementarily, Deleuze, through readings of Binswanger and Boss, regulates Heidegger’s and Merleau-Ponty’s discussions within his own philosophy. His engagement with the notions of house and architecture serves as a figurative means to articulate a philosophy that dismantles stable structures, extracting a new open structure from the very chaotic matter itself. This matter is exposed to nonhuman cosmic forces, and such openness liberates him from the enclosure of the material house. From another perspective, the house becomes a structure for the configuration of forces, acquiring an incorporeal dimension. The necessity of addressing house and scaffold lies in the configuration of forces that play a central role in Deleuze’s philosophy. This configuration relates to the virtual dimension or transcendental field of forces that traverse extended bodies. Moreover, the notion of a house for becoming is directly linked to Deleuze’s ontology of difference. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Deleuze, Ontology, Flesh, House, Body Without Organs | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1 |
||